.
-
تاریخ: 1395/8/15 ساعت: 8:31
پاییز میرسد که مرا مبتلا کند...
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 21:17
رسیدن پاییز از معدود پدیده هاییه که تو اوج بی تفاوتی هم میتونه تا سرحد مرگ ذوق زدم کنه. xa0هیچوقت نسبت به پاییز بی تفاوت نبودم. یه آرامش پرهیجان؛ مثل تصور لمس گونه های کسی که عاشقشی... xa0 _____________ دارم خطرناک میشم. "تابو"های عجیبی میاد تو ذهنم. کاش زودتر این دوران تموم بشه. xa0 xa0
هفته پر ماجرا
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:35
رابطه ها به کجاها که نمیکشه. کی فکرشو میکرد اینجوری با ه دعوام بشه که حتی...؟ اونم سر هیچی!!xa0 هعی خدا... واقعا نمیدونم چرا آدم اینطورین. xa0 xa0 + ا آدم خوبیه. فقط سخته که باهاش راحت باشی. xa0 xa0 + واسه مشکلم مجبور شدم به ی زنگ بزنم. ولی کار دیگه ای نکردم! آره درسته، واقعا سوال داشتم ازش، ولی قصد...
شرش کم
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:35
کم کم داره به یه خاطره ی محو تبدیل میشه... مثل چراغای یک ده کویری، که تو دل تاریکی، با ماشین به سرعت از کنارش رد میشی؛ ازش دور میشی xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0دور میشی xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0دور میشی... + ترجیح میدم توی تاریکی بمونم تا بمیرم. +باید تلاشمو دوبر...
باید خودم باشم
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:35
پس از چند وقت دوباره حس نوشتنم اومد. اونم وسط درس خوندن نصفه شبی! خوشحالم که آدرس وبم رو عوض کردم. حالا دیگه خود خودمم، هیچکس منو نمیخونه اینجا... xa0 xa0به این نتیجه رسیدم که واقعا نیاز دارم خودم باشم.. خودم رو بپذیرم.. خیلی ادای منطقیا رو در میارم.. خیلی مردونه فکر و رفتار میکنم... باید به احساسات...
بازگشت به درون
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:35
وقتی توی یه جمعی "هیچکس" طرز فکر و رفتار و گفتارت رو نمیفهمه، و همه به سطحی ترین حالت حماقت دچارن، و انگار به خودشون قول دادن تا آخرین لحظه درمقابل فهمیدن مقاومت کنن، اگه برونگرا ترین فرد عالمم باشی و یه میلیون دوست و فیق داشته باشی، تهش احساس تنهای بدجور خرتو میگیره.. xa0 بعد از 22 سال، هنوز هیچکسو...
آخرین سلول خاکستری مردد پیش از خودکشی
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:35
آره بهم نگاه کن من همونی ام که بعد از ظهر سه شنبه میاد خونتون زنتو می کشه دخترتو میکشه... دهن پدر پیرتو جر میده و میره. ...خیره شو بهم
زلزله
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:26
نمیدونم شاید تقصیر من بود شاید که نه، احتمال زیاد.. خیلی حساس و زودرنج شدم نمیدونم چرا شخصیتم متزلزل شده. سر کوچیکترین تلنگری از هم میپاشم عین بچه ها، زود قهر میکنم از خودم بدم میاد از رفتارم خجالت میکشم... xa0 شاید دلیلش اون افکار و باورهام در مورد خودمه که کاااملا توی ناخوداگاهم سرکوبشون کردم و با...